سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
36
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
حاصل مىشود . البته اين بيان از شيخ در كتاب اسرار البلاغه مىباشد . ولى مصنّف مىگويد : ظاهرا كلمه [ مجاز ] اشتقاقش از [ جعلت كذا مجازا الى حاجتى ] مىباشد يعنى قرار دادم فلان شئ را طريق بسوى نياز و حاجتم چه آنكه مجاز طريق است براى تصوّر معناى موضوع له . و بهرصورت مجاز بر دو قسم است : مفرد و مركّب . و چون ايندو با هم مختلف بوده و بينشان تباين كلّى است مصنّف هركدام را عليحده و مستقل تعريف كرده است و در شرح آن مىگويد : مجاز مفرد : كلمهاى استكه در غير موضوع له اصطلاح تخاطب به طور صحيح و با نصب قرينه بر عدم اراده موضوع له استعمال شود . با قيد [ مستعمله ] از كلمهاى كه هنوز استعمال نشده احتراز حاصل مىشود چه آنكه اينكلمه نه مجاز بوده و نه حقيقت مىباشد . و با قيد [ فى غير ما وضعت له ] از حقيقت احتراز مىشود اعم از آنكه حقيقت مرتجل بوده و يا منقول و يا غير ايندو باشد . و كلمه [ فى اصطلاح التخاطب ] جار و مجرور بوده و متعلّق است به [ وضعت ] . مصنّف اين قيد را بخاطر آن در تعريف آورد تا مجازى كه در موضوع له اصطلاح ديگر استعمال مىشود در تعريف داخل گردد همچون لفظ [ صلوه ] كه مخاطب بعرف شرع آن را مجازا در دعا استعمال نمايد چه آنكه لفظ اگرچه اجمالا در موضوع له استعمال شده ولى ميتوان گفت در موضوع له اصطلاحى كه تخاطب به آن واقع شده يعنى شرع استعمال